۲۹ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۲:۳۰
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۱۸۹۵
تاریخ انتشار: ۱۷:۴۹ - ۲۸-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۱۸۹۵
انتشار: ۱۷:۴۹ - ۲۸-۱۱-۱۴۰۴
که بود و چه کرد؟

لویی شانزدهم؛ شاهی که سلطنت را در فرانسه به باد داد

لویی شانزدهم؛ شاهی که سلطنت را در فرانسه به باد داد
لویی شانزدهم در آغاز سلطنت خود، با موقعیتی دشوار روبرو بود. کشور فرانسه در بحران مالی شدیدی به سر می‌برد؛ هزینه‌های جنگ‌های گذشته، به‌ویژه مشارکت در انقلاب آمریکای شمالی، بدهی‌های عظیمی بر دوش دولت گذاشته بود. علاوه بر این، نظام مالیاتی ناعادلانه و فشار بر طبقات پایین جامعه باعث نارضایتی عمومی گسترده شده بود.

عصر ایران؛ نورا جمالی - لویی شانزدهم، پادشاه فرانسه در اواخر قرن هجدهم میلادی، چهره‌ای است که تاریخ او را نه فقط به‌عنوان یک پادشاه بلکه به‌عنوان نمادی از سقوط سلطنت مطلقه در اروپا ثبت کرده است. او در ۲۳ اوت ۱۷۵۴ در قصر ورسای به دنیا آمد و فرزند لویی، دوفَن فرانسه و ماریا ژوزفا از اتریش بود.

پدر او (لویی، دوفَن فرانسه) پسر لویی پانزدهم بود و باید پادشاه فرانسه می‌شد اما قبل از نشستن بر تخت شاهی، درگذشت. دوفَن فرانسه، عنوانی بود که همراه با حاکمیت بر دوک‌نشین دوفینه، به بزرگ‌ترین پسر پادشاه فرانسه، که قرار بود جانشین پادشاه شود، اعطا می‌شد.
 
اما پدر لویی شانزدهم در سال ۱۷۶۵، یعنی زمانی که لوئی شانزدهم یازده ساله بود، درگذشت. لویی شانزدهم در قلب یکی از قدرتمندترین و پیچیده‌ترین خاندان‌های اروپایی متولد شد و از همان ابتدا، مسئولیت‌ها و فشارهای ناشی از میراث سلطنتی بر دوش او سنگینی می‌کرد. والدینش تلاش داشتند او را برای سلطنت آماده کنند، اما شرایط و آموزش‌ها، به‌ویژه در زمینۀ سیاست عملی و مدیریت بحران، چنان بودند که او برای مواجهه با چالش‌های عظیم دورانش چنانکه باید مهیا نشد.
 
لویی شانزدهم در آغاز جوانی
لویی شانزدهم
 
ازدواج لویی شانزدهم با ماری آنتوانت، دختر فرانتس یکم، امپراتور اتریش، یکی از تصمیمات سیاسی مهم خانواده سلطنتی بود که هدف آن تحکیم اتحاد میان فرانسه و اتریش و تقویت موقعیت بین‌المللی کشور بود. این ازدواج در ابتدا با امیدهای بسیاری همراه بود؛ اما اختلاف فرهنگی، تفاوت در طرز تفکر و عدم آشنایی با حساسیت‌های اجتماعی فرانسه باعث شد که این اتحاد شخصی و سیاسی به ‌تدریج به یکی از نقاط ضعف سلطنت بدل شود. محبوبیت ماری آنتوانت، که در ابتدا به دلیل زیبایی و جذابیت شخصی او افزایش یافته بود، با حوادث بعدی و سوءتفاهم‌های اجتماعی کاهش یافت و او در نهایت نمادی از تجمل، فساد و دوری از مردم شد. 
 
نکتۀ جالب دربارۀ این ازدواج این است که ماری آنتوانت و لوئی شانزدهم در سال ۱۷۷۰ ازدواج کردند. یعنی زمانی که لوئی شانزدهم شانزده ساله بود و ماری آنتوانت پانزده ساله. چهار سال پس از این ازدواج، دقیقا در ۱۰ مه ۱۷۷۴، لوئی پانزدهم درگذشت و دوران سلطنت لوئی شانزدهم آغاز شد. 
 
ماری آنتوانت 
ماری آنتوانت
 
 
لویی شانزدهم در آغاز سلطنت خود، با موقعیتی دشوار روبرو بود. کشور فرانسه در بحران مالی شدیدی به سر می‌برد؛ هزینه‌های جنگ‌های گذشته، به‌ویژه مشارکت در انقلاب آمریکای شمالی، بدهی‌های عظیمی بر دوش دولت گذاشته بود. علاوه بر این، نظام مالیاتی ناعادلانه و فشار بر طبقات پایین جامعه باعث نارضایتی عمومی گسترده شده بود.
 
لویی شانزدهم گرچه فردی صادق بود و نیت خیر داشت، اما کم‌تجربه و مردد در تصمیم‌گیری‌های حیاتی بود. تلاش‌های او برای اصلاحات مالی، از جمله معرفی وزیران جدید و پیشنهاد بازنگری در نظام مالیاتی، با مقاومت شدید اشراف و پارلمان فرانسه مواجه شد و این مقاومت نشان داد که قدرت مطلقه در دوران او دیگر به اندازه گذشته مطلق و مطاع نیست.
 
یکی از نخستین اقدامات مهم او، انتخاب ژاک نتال به‌عنوان وزیر امور مالی بود. نتال، که تجربه قابل توجهی در مدیریت اقتصادی داشت، سعی کرد اصلاحات مالی و کاهش بدهی‌ها را اجرا کند. او پیشنهاد کاهش هزینه‌های دربار، افزایش شفافیت مالی و بازنگری در مالیات‌ها را مطرح کرد. با این حال، مقاومت اشراف و ترس از محدود شدن منافع آن‌ها، اجرای این اصلاحات را عملاً غیرممکن ساخت. پس از نتال، وزیران دیگری نیز تلاش کردند اصلاحات مشابهی انجام دهند، اما همگی با مانع بزرگی به نام قدرت نفوذ و محافظه‌کاری "طبقۀ حاکم" روبرو شدند.
 
همزمان با بحران مالی، فرانسه با مشکلات اجتماعی و سیاسی نیز دست به گریبان بود. طبقات پایین و متوسط جامعه که بیشترین مالیات‌ها را پرداخت می‌کردند، از نظام ناعادلانۀ مالیاتی و نبود "نمایندگی موثر" ناراضی بودند. در مقابل، اشراف و کلیسا، که بخش عمده زمین‌ها و منابع را در اختیار داشتند، از پرداخت مالیات معاف بودند و این نابرابری باعث رشد جنبش‌های اعتراضی و خشم عمومی شد. لویی شانزدهم، با تمام نیت خیر و تلاش‌های محدود خود، نتوانست این شکاف اجتماعی را پر کند و در نتیجه، اعتماد عمومی به سلطنت کاهش یافت.
 
لویی شانزدهم در حال توزیع پول در میان مردم فقیر در زمستان سخت 1788
لویی شانزدهم
 
یکی از نقاط عطف دوران حکومت او، دعوت به "مجلس عمومی " (یا مجمع عمومی) در سال ۱۷۸۹ بود. این اقدام که به منظور حل بحران مالی انجام شد، نشان‌دهنده موتافقت لوئی شانزدهم با مشارکت گسترده‌تر مردم در تصمیم‌گیری‌های مهم بود. با این حال، نمایندگان طبقات سوم (عوام) که بخش عمده مردم را نمایندگی می‌کردند، با محدودیت‌ها و قوانین گذشته مواجه شدند و همین منجر به تشکیل شورای ملی و آغاز انقلاب فرانسه شد. لویی شانزدهم در این مرحله با تردید و سردرگمی عمل کرد؛ او ابتدا سعی کرد مصالحه کند، اما در نهایت، تصمیماتش به‌ویژه تلاشش برای فرار از فرانسه در سال ۱۷۹۱، اعتبار او را نزد مردم و انقلابیون کاهش داد.
 
در واقع جامعه فرانسه در آن دوران متشکل از سه طبقۀ اجتماعی بود: اشراف، روحانیان، طبقۀ سوم (یعنی عامۀ مردم یا رعایا). نمایندگان طبقۀ رعایا که برخلاف اشراف و روحانیون از پشتیبانی ملت برخوردار بودند، رسماً خود را مجمع ملی نامیدند و عملا به پادشاهی مطلقه موروثی که مبتنی بر حق الهی دانسته می‌شد، پایان بخشیدند. 
 
لوئی شانزدهم مجبور به ترک کاخ ورسای شد و به پاریس و کاخ تویلری رفت و ظاهراً پذیرفت که پادشاه مشروطه گردد. اما پیش از اعلام رسمی قانون اساسی ۱۷۹۱، که اساس پادشاهی مشروطه فرانسه را تبیین می‌کرد، در ۲۰ ژوئن ۱۷۹۱ خانواده سلطنتی از پایتخت به شکل مخفیانه‌ای فرار کردند اما قبل از اینکه موفق به ترک خاک فرانسه شوند در استان وارن دستگیر شدند. این اقدام تأثیری مهمی در آیندۀ پادشاهی مشروطه گذاشت و انقلابیون را در برقراری نظام جمهوری مصمم‌تر از پیش ساخت. شکست در این فرار تأثیر بسیار مهمی در ذهنیت عموم بر جای نهاد؛ مردمی که تا آن زمان برای پادشاه هنوز احترام قائل بودند و نسبت به او چندان خشونتی نشان نمی‌دادند.
 
بازداشت خانوادۀ سلطنتی هنگام خروج از فرانسه
لویی شانزدهم؛ شاهی که سلطنت را در فرانسه به باد داد
 
از نظر شخصیتی، لویی شانزدهم مردی مهربان، با اخلاق و متدین بود، اما کم‌انگیزه و ناتوان در مدیریت بحران‌های سیاسی و اجتماعی. او علاقۀ چندانی به سیاست عملی و رقابت‌های سخت قدرت نداشت و این ضعف‌ها، در کنار فشارهای اجتماعی و اقتصادی، موجب شد سلطنت او در شرایط بحرانی و ناگوار قرار گیرد. حتی اقدامات اصلاح‌گرانۀ او، مانند تلاش برای محدود کردن قدرت مالیات‌گیری اشراف، چنانکه گفتیم، با مقاومت داخلی مواجه شد و همین باعث شد مردم او را فردی ناتوان و بی‌اثر در برابر ساختار کهن سلطنتی ببینند.
 
تلاش‌های لوئی شانزدهم برای کاهش هزینه‌های دربار، اصلاح مالیات و بازنگری در نظام اقتصادی نشان‌دهنده درک او از ضرورت تغییر بود، اما فقدان قدرت اجرایی و حمایت اجتماعی، مانع از موفقیت شد. حتی اقداماتی که به‌نظر کوچک می‌رسید، مانند محدود کردن هدایای اشراف یا کاهش مخارج تشریفاتی، با مخالفت شدید روبرو شد و تصویر او نزد مردم و روشنفکران را به‌عنوان حکومتی ناتوان تثبیت کرد.
 
در زمینه بین‌المللی، لویی شانزدهم و ماری آنتوانت تلاش کردند روابط فرانسه با سایر قدرت‌های اروپایی به‌ویژه اتریش و بریتانیا را مدیریت کنند. مشارکت فرانسه در انقلاب آمریکا، که با هدف تقویت موقعیت بین‌المللی و مقابله با بریتانیا انجام شد، هزینه‌های عظیمی بر دولت فرانسه تحمیل کرد و با وجود پیروزی‌های سیاسی و نظامی، اقتصاد داخلی فرانسه را به لبۀ ورشکستگی رساند. این وضعیت اقتصادی، در ترکیب با نارضایتی‌های اجتماعی، زمینه‌های انقلاب داخلی را فراهم کرد.
 
کورن‌والیس، ژنرال بریتانیایی، در برابر نظامیان فرانسه و آمریکا تسلیم شد. مردم آمریکا به رهبری جرج واشنگتن، با کمک نظامی فرانسه در زمان لویی شانزدهم،
 موفق شدند علیه بریتانیا انقلاب کرده و انگلیسی‌ها را از کشورشان بیرون کنند و دولت ایالات متحده آمریکا را تاسیس کنند. 
لویی شانزدهم؛ شاهی که سلطنت را در فرانسه به باد داد
 
با توجه به این زمینه‌ها، می‌توان گفت که حکومت لویی شانزدهم نمونه‌ای است از سلطنت مطلقه در عصری که تغییرات اجتماعی و سیاسی اجتناب‌ناپذیر بود. او شخصیت نیک‌خواهی داشت، اما شرایط، فشارها و محدودیت‌های عصر، ناتوانش کرد. سقوط او نه تنها نتیجه ضعف‌های فردی بلکه نتیجه تعارض‌های ساختاری، اجتماعی و اقتصادی‌ای بود که سلطنت مطلقه فرانسه را در قرن هجدهم تهدید می‌کرد.
 
چنانکه گفتیم، ماری آنتوانت، همسر لویی شانزدهم، در طول سلطنت او نقش اجتماعی و سیاسی قابل توجهی داشت. ازدواج او با لویی، هرچند در ابتدا یک اتحاد سیاسی بود، به مرور زمان تبدیل به منبع انتقاد و نفرت عمومی شد. سبک زندگی تجملی، هزینه‌های فراوان دربار و برخی رفتارهای شخصی او باعث شد که مردم وی را نمادی از فساد و دوری از واقعیت‌های اجتماعی ببینند.
 
افکار عمومی، به ویژه طبقه سوم، او را مسئول بسیاری از مشکلات اقتصادی و ناکارآمدی حکومت می‌دانستند و حتی شایعات و شایعه‌سازی‌ها علیه او، جایگاه لویی را نیز تضعیف کرد. این تصویر منفی از ماری آنتوانت، باعث شد که حتی تلاش‌های اصلاح‌گرانه لویی شانزدهم نیز توسط مردم با سوءظن دیده شود، زیرا سلطنت را یک کل واحد و یکپارچه تصور می‌کردند و جدا کردن نقش پادشاه از همسرش دشوار بود.
 
در فرانسۀ قرن هجدهم، طبقه سوم که شامل شهروندان، کارگران و کشاورزان می‌شد، بیشترین فشار مالی را متحمل می‌شد و نمایندگی مؤثری در حکومت نداشت. این طبقه در ترکیب با بحران اقتصادی و شکاف اجتماعی، زمینه‌های اعتراضات و جنبش‌های مردمی را فراهم کرد. 
 
لویی شانزدهم بعد از نگارش قانون اساسی فرانسه، تبدیل شد به پادشاه مشروطه. او را پس از فرار ناکامش، ابتدا از مقام شاهی عزل کردند ولی کمی بعد دوباره این مقام را به او برگرداندند. آنچه سر لویی شانزدهم را به باد داد، تلاش وی برای تحریک کشورهای سلطنتی اروپا علیه انقلابیون فرانسه بود. در واقع او در پیام‌های پنهانش به کشورهای اروپایی، این نکته را به آن‌ها گوشزد کرده بود که اگر انقلابیون فرانسه از قدرت ساقط نشوند، انقلاب صادر می‌شود و شما نیز تاج و تختتان را از دست می‌دهید. 
 
به عبارت دیگر، لویی شانزدهم خواستار حملۀ نظامی ارتش‌های کشورهای سلطنتی به کشور خودش شده بود تا انقلابیون فرانسه کنار بروند و او دوباره بتواند سلطنت مطلقه‌اش را بدست آورد. بنابراین با پیشروی سپاهیان خارجی سلطنت‌طلب به سوی پاریس، در روز ۱۰ اوت ۱۷۹۲ جمهوری‌خواهان تصمیم نهایی خود را گرفتند و به‌طور کامل او را از مقام و عناوینش خلع نمودند. سپس در ماه بعد سلطنت را به شکل کامل ملغی کردند. 
 
اعدام لویی شانزدهم
لویی شانزدهم
 
لوئی شانزدهم بعد از زندانی شدن به همراه تمام اعضای خانواده اش در زندان تامپل، به جرم همدستی با دشمن محاکمه و محکوم به اعدام می‌گردد. در نهایت در میدان انقلاب پاریس و چند ماه زودتر از اعدام همسرش ماری-آنتوانت اتریش، انقلابیون فرانسه گردن پادشاه مخلوع را به تیغ تیز گیوتین می‌سپارند.
 
سقوط سلطنت و اعدام لویی شانزدهم در ۲۱ ژانویه ۱۷۹۳، نمادی از پایان سلطنت مطلقه در فرانسه و آغاز دوره‌ای جدید در تاریخ اروپا شد. اعدام او نه تنها به معنای پایان حاکمیت شخصی و مطلقه بلکه به‌عنوان یک پیام سیاسی، نشان داد که دیگر هیچ حکومتی نمی‌تواند بدون پذیرش محدودیت‌ها و مسئولیت‌های اجتماعی بر مردم حکومت کند.
 
تاریخ‌نگاران معتقدند که ترکیبی از ویژگی‌های شخصیتی لوئی شانزدهم، ضعف‌های مدیریتی، بحران اقتصادی و فشارهای اجتماعی باعث شد سقوط سلطنت لوئی شانزدهم حتمی شود و این تجربه، درس‌های مهمی برای دولت‌های اروپایی به همراه داشت. هر چند که با انقلاب فرانسه روندی در تاریخ اروپا آغاز شد که نتیجه‌اش سقوط نظام‌های سلطنتی و افزایش جمهوری‌ها در سراسر قارۀ سبز بود. 
 
با پیروزی انقلاب فرانسه و سقوط سلطنت لویی شانزدهم، پروسۀ تاریخیِ بی‌آبرو شدنِ نهادِ سلطنت در تاریخ بشر آغاز شد. سلطنت‌های باقی‌مانده نیز به ناچار تن به مشروطیت دادند تا به کلی از بین نروند. در خود فرانسه نیز برادران کوچکتر لویی شانزدهم مدتی بر فرانسه حکومت کردند. 
 
اعدام ماری آنتوانت
لویی شانزدهم؛ شاهی که سلطنت را در فرانسه به باد داد
 
لویی هجدهم از ۱۸۱۴ تا ۱۸۲۴ (منهای یک دورۀ صد روزه، به دلیل بازگشت ناپلئون به قدرت) پادشاه فرانسه بود. پس از مرگ وی، شارل دهم به سلطنت رسید که سومین برادر (پس از لویی شانزدهم و لویی هجدهم) بود. شارل دهم اما نتوانست تا آخر عمر سلطنت کند و در پی موج انقلابی ۱۸۳۰، که در فرانسه و اروپا راه افتاده بود، تخت سلطنت را رها کرد و از فرانسه گریخت.
 
روند سلطنت‌های ناپایدار فرانسه تا سال ۱۸۷۰ ادامه پیدا کرد تا اینکه در این سال سلطنت ناپلئون سوم سقوط کرد و جمهوری سوم فرانسه آغاز شد؛ جمهوری‌ای که برای همیشه بساط سلطنت را از فرانسه برچید و این کشور را به یکی از مهم‌ترین دموکراسی‌های جهان تبدیل کرد. 
 
برخی از مورخان معتقدند بی‌کفایتی لویی شانزدهم در حفظ سلطنت مطلقه در فرانسه، نقش بسیار مهمی در متزلزل‌شدن اساس سلطنت در بسیاری از کشورهای اروپایی ایفا کرد؛ ولی به نظر می‌رسد این داوری دربارۀ لویی شانزدهم چندان منصفانه نباشد چراکه قرن هجدهم عصر روشنگری بود و ارزش‌های روشنگری و تجدد، منافات ذاتی با محافظه‌کاری و سلطنت مطلقه داشتند. تن‌دادن به سلطنت مشروطه هم برای پادشاهان کار آسانی نبود و به همین دلیل نهاد سلطنت در بسیاری از کشورهای اروپایی، به‌هنگام تن به مشروطیت نداد و با طوفان انقلاب از صحنۀ تاریخ خارج شد.  
 
 
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
چرا عربستان و امارات با وجود بیابان‌های وسیع، سالانه میلیون‌ها تن شن و ماسه وارد می‌کنند؟ فیل‌ها بدون سبیل‌های روی خرطومشان تقریباً نابینا هستند جنگنده‌های مدرن امروزی چطور از شناسایی شدن توسط رادار جلوگیری می‌کنند؟ شقایق فراهانی: یواشکی گلشیفته را نشان دادم مزخرف مثل مدیران، سرمربی و البته بازیکنان استقلال آینده مبهم ساپینتو در استقلال؛ وداع تلخ با لیگ قهرمانان صدور قرار بازداشت برای دو مداح معروف در یزد بلومبرگ: سقوط قیمت طلا با تعطیلی چین به مناسبت سال نو بازداشت فردی نزدیک ساختمان کنگره آمریکا وداع تلخ استقلال با آسیا؛ شکست آبی‌پوشان مقابل الحسین اردن در دیدار برگشت شکست سنگین یوونتوس در زمین گالاتاسرای؛ بانوی پیر ۱۰ نفره مغلوب شد عراقچی راهی تهران شد رحیم پور ازغدی: نسل امروز نه الزاماً ضد دین،که بی تعلق به آن است احضار سفیر آلمان به وزارت امور خارجه حسین‌زاده: اسکوچیچ تراکتور را به رؤیای خود رساند/ تمرکز ما از اکنون بر لیگ برتر است