۲۷ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۸:۱۵
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۱۶۷۶
تاریخ انتشار: ۱۳:۵۲ - ۲۷-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۱۶۷۶
انتشار: ۱۳:۵۲ - ۲۷-۱۱-۱۴۰۴
نقدی بر آنچه استاد جامعه شناسی به عنوان تحلیل علمی گفته

سقوط تحلیل دانشگاهی به سطح خطابه

سقوط تحلیل دانشگاهی به سطح خطابه
این وضعیت نشان می‌دهد در بخشی از نهاد دانشگاه، دانش اجتماعی به‌جای تولید فهم پیچیدگی‌های جامعه، به بازتولید روایت‌های مردم عادی تقلیل یافته

عصر ایران؛ محسن سلیمانی فاخر- نقد مصاحبه آقای دکتر غلامرضا جمشیدیها با تارنمای تابناک درباره اعتراضات، پیش از آنکه یک اختلاف سیاسی باشد، مسأله‌ای معرفتی و دانشگاهی است. 

مسئله این نقد، نوع گفت و گو و این امر نیست که او چه موضعی دارد. بلکه این است که چرا سخنان آقای جامعه شناس فاقد ویژگی‌های حداقلی یک تحلیل جامعه‌شناختی است؟

 از کسی که سال‌ها در دانشکده علوم اجتماعی تدریس کرده و دکتری خود را از یک دانشگاه اروپایی گرفته، انتظار می‌رود پدیده‌ای پیچیده مانند اعتراضات را با مفاهیم نظری، استدلال عِلّی و توجه به زمینه تاریخی توضیح دهد. 

اما آنچه در این مصاحبه دیده می‌شود، نه تحلیل، بلکه نوعی خطابۀ ارزشی و موعظه‌گونه است که بیشتر به گفتار سیاسی شباهت دارد تا گفتار دانشگاهی.

نخستین نشانه این ضعف، جای‌گزینی مفاهیم علمی با زبان الهیاتی است. 

وقتی بقای یک نظام سیاسی «لطف الهی» و «معجزه» خوانده می‌شود، عملاً مسیر تحلیل اجتماعی بسته می‌شود. 

جامعه‌شناسی دقیقاً برای توضیح پدیده‌ها بدون ارجاع به عوامل فراطبیعی شکل گرفته است. 

مفهوم معجزه در بهترین حالت یک باور دینی است، نه یک ابزار تحلیلی. 

چنین واژگانی امکان بررسی علل واقعی دوام یک نظام، مانند ساختار قدرت، منابع اقتصادی، سازوکارهای نهادی، یا تحولات اجتماعی را از میان می‌برد. نتیجه آن است که پدیده‌ای تاریخی به امری رازآلود و غیرقابل تحلیل تبدیل می‌شود؛ در حالی که وظیفه علوم اجتماعی دقیقاً برعکس، یعنی آشکار کردن سازوکارهای پنهان قدرت و جامعه است.

دومین ضعف، فقدان نگاه ساختاری است. در سخنان او اعتراضات به‌جای آنکه به‌عنوان نتیجه انباشت نارضایتی‌های اجتماعی، شکاف‌های نسلی، بحران اعتماد و انسداد فرصت‌های مشارکت تحلیل شود، به رفتار گروهی بی‌مبنا و فاقد تفکر تقلیل می‌یابد. 

این نوع تبیین، یکی از ابتدایی‌ترین خطاهای روش‌شناختی در علوم اجتماعی است؛  فروکاستن پدیده‌های جمعی به صفات اخلاقی افراد. 

جامعه‌شناس موظف است نشان دهد چه شرایطی کنش‌های اعتراضی را ممکن و گسترده می‌کند، نه اینکه صرفاً به داوری ارزشی درباره معترضان بسنده کند.

سومین مسأله، حذف تاریخ از تحلیل است. اعتراضات هیچ‌گاه رخدادهایی ناگهانی و بی‌ریشه نیستند؛ بلکه حلقه‌ای از یک زنجیره تاریخی‌اند؛ تغییرات فرهنگی، تحولات اقتصادی، و دگرگونی رابطه دولت و جامعه. در مصاحبه هیچ اشاره‌ای به این روندها وجود ندارد. گویی وقایع امروز صرفاً نتیجه برنامه‌ریزی دیگران یا تربیت نیروهاست. 

چنین روایتی نه‌تنها ساده‌سازی افراطی است، بلکه با اصول بدیهی تحلیل تاریخی در تعارض است. وقتی تحلیل از پیش با داوری ارزشی آغاز شود، دیگر نام آن تبیین علمی نیست. 

در ادعای او، تقریباً هیچ نشانی از مفاهیم بنیادی جامعه‌شناسی دیده نمی‌شود؛ نه بحثی از بی‌عدالتی ادراک‌شده، نه بحران اعتماد اجتماعی و نه انسداد فرصت‌های نهادی. 

اعتراض به‌جای آنکه به‌عنوان یک پدیده اجتماعی چندلایه فهم شود، به سطح کنشگران فروکاسته می‌شود؛ گویی ساختارها، تاریخ و زمینه‌های انباشته اصلاً وجود ندارند

نکته مهم‌تر، غلبه کامل زبان هنجاری بر زبان علمی است. در این گفتار، واژه‌هایی مانند رذل، سگ هار، کفار یا تشبیه‌های تحقیرآمیز نسبت به بازیگران سیاسی خارجی، جای مفاهیم تحلیلی را گرفته‌اند. 

این زبان، زبان خطابه سیاسی است، نه زبان دانشگاه. حتی در ساده‌ترین آموزش‌های نظریه اجتماعی، دانشجویان می‌آموزند میان توصیف، تبیین و داوری ارزشی تمایز قائل شوند. وقتی این مرز از میان برود، تحلیل به تبلیغ تبدیل می‌شود.

در همین سطح ابتدایی نیز می‌توان مقایسه‌ای روشن انجام داد. یک دانشجوی کارشناسی علوم اجتماعی، پس از آشنایی مقدماتی با نظریه‌ها، مثلاً مفهوم ایدئولوژی در سنت آلتوسری  می‌داند که کنش‌های سیاسی و اجتماعی در بستر ساختارهای قدرت، دستگاه‌های ایدئولوژیک و شرایط تاریخی شکل می‌گیرند. اما در این سخنان حتی چنین حداقلی نیز دیده نمی‌شود. این فقدان نشان می‌دهد مسأله نه اختلاف نظری، بلکه فاصله گرفتن از ابتدایی‌ترین استانداردهای تحلیل جامعه‌شناختی است.

تناقض دیگر در گفتار او، پذیرش ضمنی ناتوانی در پاسخ علمی است.

وقتی در برابر پرسش درباره چرایی ناتوانی نهادها در اقناع نسل جدید، پاسخ داده می‌شود «این را مسئولان باید بگویند»، در واقع نقش کارشناس اجتماعی کنار گذاشته می‌شود. جامعه‌شناس دقیقاً کسی است که باید بتواند چنین پرسش‌هایی را تحلیل کند، نه اینکه آن‌ها را به حوزه مسئولان اجرایی حواله دهد. این عقب‌نشینی از موضع علمی، خود نشانه‌ای از بحران عمیق‌تر در نسبت دانشگاه و قدرت است.

مسأله اصلی جایگاه دانشگاهی چنین گفتاری است. وقتی سخنان یک استاد مهم‌ترین دانشگاه کشور تفاوت محسوسی با مواضع یک خطیب سیاسی  و  ایدئولوژیک نداشته باشد، بحران از سطح فردی فراتر می‌رود. 

این وضعیت نشان می‌دهد که در بخشی از نهاد دانشگاه، دانش اجتماعی به‌جای تولید فهم پیچیدگی‌های جامعه، به بازتولید روایت‌های  مردم عادی تقلیل یافته است. 

نتیجه چنین روندی، تضعیف علوم اجتماعی و بی‌اعتبار شدن نقش دانشگاه در فهم بحران‌های اجتماعی است. این ادعا که «به جامعه‌شناسی سیاسی و دولت–تمدن باور دارم» نیز در سخنان او صرفاً در حد یک شعار مفهومی باقی می‌ماند و هیچ‌گاه به صورت تحلیلی تشریح نمی‌شود. در سنت جامعه‌شناسی سیاسی، سخن گفتن از دولت–تمدن مستلزم توضیح دقیق نسبت دولت با جامعه، منابع مشروعیت، سازوکارهای بازتولید قدرت و نحوه مواجهه آن با بحران‌های اجتماعی است.

نقد این نوع گفتار، نه نقد یک موضع سیاسی، بلکه دفاع از شأن تحلیل علمی است؛ تحلیلی که باید بر داده، استدلال، تاریخ و نظریه استوار باشد  نه بر موعظه، برچسب‌زنی و ساده‌سازی واقعیت‌های پیچیده اجتماعی.

مسأله در نقد سخنان غلامرضا جمشیدیها درباره اعتراضات، اختلاف سیاسی نیست؛ مسئله سطح تحلیل است. 

از یک استاد جامعه‌شناسی انتظار می‌رود پدیده‌ای به این پیچیدگی را در چارچوب علل ساختاری، روندهای تاریخی و شکاف‌های اجتماعی توضیح دهد، نه اینکه آن را به روایت‌هایی ساده و تقلیل‌گرایانه فروبکاهد.

 دردناک‌تر از خود این تحلیل، جایگاه گوینده است. وقتی رییس یک دانشکده علوم اجتماعی سخنی بگوید که تفاوت محسوسی با روایت‌های عوامانه نداشته باشد، نشانه بحرانی عمیق‌تر در دانشگاه است؛ فاصله گرفتن از فهم پیچیدگی جامعه و تبدیل دانش به خطابه.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
نشست فوری اوسمار با مدیرعامل پرسپولیس پس از جریمه سنگین تغییر ملاک حذف یارانه؛ از دهک‌بندی تا شاخص‌های دارایی ۵۰ میلیارد تومانی دیدار عراقچی با رئیس کمیته بین‌المللی صلیب سرخ سازمان حمایت: فروش اجباری و نقد کردن اعتبار کالابرگ ممنوع است خط‌ونشان سرمربی الحسین برای استقلال با تغییر استراتژی کاندوم مجانی در المپیک میلان تمام شد غیبت دو ستاره سپاهان در نبرد سرنوشت‌ساز مقابل الاهلی دوحه محرومیت مهدی رحمتی در آستانه دیدار حساس با پرسپولیس جیانی اینفانتینو تابعیت کشور لبنان را دریافت کرد ۳۱ فکس برای پاک‌کردن یک اتهام نانوشته؛ داستان عجیب مسی آینده! تراکتور علیه تاریخ؛ پایان طلسم ناکامی مقابل تیم‌های قطری؟ فردا، آخرین مهلت بخشودگی کامل جرایم مالیاتی تا سقف ۷۰۰ میلیون تومان از فروش مناصب تا فروپاشی اعتماد روستاییان؛ روایت ناکامی دولت ناصری اورهان پاموک برنده نوبل ادبیات در سریال اقتباس شده از کتاب خودش بازی کرد رکوردشکنی گلزنان در لیگ برتر انگلیس؛ از صدرنشینی شیرر تا جایگاه دژاگه در تاریخ
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا طی یک ماه آتی؟