۲۷ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۸:۴۶
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۱۵۳۳
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۹ - ۲۷-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۱۵۳۳
انتشار: ۰۹:۱۹ - ۲۷-۱۱-۱۴۰۴

نتایج ناگوار افول طبقه متوسط: از ظهور افراط گرایی تا بحران مشروعیت دولت

نتایج ناگوار افول طبقه متوسط: از ظهور افراط گرایی تا بحران مشروعیت دولت
اگر طبقه متوسط از میان برود ارتباط میان دولت مردان و بیشینه مردم از میان می رود و تفاهم و هم اندیشی میان دولت و مردم اش از میان می رود. ما اکنون تا حدودی با این معضل دست به گریبان هستیم.

آریا یونسی- اوضاع اقتصادی کشور به تدریج به سمت کوچک شدن می رود و فشارهای اقتصادی و عوامل دیگر سبب کسری بودجه های سنگین شده است. دولت در حال حاضر برای جبران کسری بودجه دست به کارهایی زده است که مهمترین آن افزایش ناچیز حقوق کارمندان و بازنشستگان و احتمالا حذف بودجه های فرهنگی است.

افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان کمتر از نرخ تورم سالانه است؛ یعنی در سال آینده این اقشار قدرت خرید کمتری پیدا می کنند. بسیاری از آنها را دیگر نمی توان طبقه متوسط تلقی کرد به طبقه فقیر سقوط خواهند کرد. همین اوضاع برای بسیاری از کسب و کارهای آزاد کوچک رخ خواهد داد. اگر اوضاع اقتصادی به سمتی برود که طبقه متوسط از بین برود یا کاهش چشمگیری در جمعیت آن رخ دهد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ سعی خواهم کرد به ابعاد مهمی از این حالت بپردازم. در این نوشته بیشتر از ابزارهای مفهومی هابرماسی (سپهر همگانی، کنش ارتباطی، بحران مشروعیت، و دولت های مردم سالار) استفاده خواهم کرد اما بحث را با این واژگان ثقیل مغلق نخواهم کرد.

نخست یک تعریف دم دستی از طبقه متوسط را قبول کنیم به این شکل که طبقه متوسط طبقه ای است میان طبقه کارگر و طبقه ثروتمند؛ همچنین، معیار اساسی در تعریف طبقه متوسط این است که حدودی از امنیت اقتصادی و شغلی را دارد که امکان زندگی نسبتا مرفه یا دست کم سبک زندگی قابل قبولی را می دهد. به طور عام این طبقه توانایی کسب تحصیلات، وقت کافی برای امور فرهنگی و تفریح، و تمایل به مباحث و کنش های سیاسی را دارد.

طبقه متوسط ستون خیمه مردم سالاری است. زیرا این طبقه مهمترین طبقه ای است که می تواند با کنار گذاشتن تفاوت ها مباحث عمومی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را به نحوی عقلانی مطرح کند و با حفظ عقلانیت آن را به درون جامعه بکشاند به گونه ای که نوعی توافق عمومی درباره آن شکل بگیرد. طبقه متوسط به همه رویه ها و جریانات حساس است زیرا چیزی برای از دست دادن دارد و چون تنها امنیت اقتصادی محدودی دارد همیشه نگران از دست دادن این امنیت است. همین طور این طبقه امید به آینده زیادی دارد زیرا اکنون نسبتا امنیت اقتصادی و شغلی دارد که به او امکان می دهد به آینده ای بهتر امیدوار باشد.

طبقه فقیر و طبقه غنی این امکان را ندارد. زیرا طبقه فقیر وقت کافی و امنیت اقتصادی لازم برای چشم پوشی از تفاوت ها را ندارد و همیشه باید به فکر رفع نیازهای اساسی خود باشد که اغلب برآورده نشده اند. این طبقه شاید نتواند از تفاوت ها چشم پوشی کند و فشارهای زندگی توانایی منطقی بودن را از او بگیرد که طبیعی هم هست. شکم گرسنه منطق نمی فهمد.

طبقه غنی هم انگیزه زیادی برای مباحث عمومی و داشتن منطق ندارد. این طبقه در امنیت کامل است و هیچ چیزی او را نگران نمی کند. به طور معمول طبقه غنی چندان اهمیتی به وضع عمومی جامعه نمی دهد. زیرا معمولا خود را از بقیه جامعه جدا می کنند: مدارس خاص دارند، دانشگاه های خاص دارند، حتی در محلات خاصی زندگی و کار می کنند که کمترین تلاقی را با بقیه دارند.

کوچک شدن یا از بین رفتن طبقه متوسط مباحث عقلانی در سپهر همگانی، جایی که مباحث بر اساس اصول منطق و حقیقت مطرح می شوند، به سمتی می روند که دیگر هدف از مباحث توافق و تفاهم عمومی نیست بلکه کسب امتیاز گروهی است. در واقع، یعنی منطق و حقیقت از مباحث عمومی رخت بر می بندد و سپهر همگانی دیگر جایی برای کنش ارتباطی معطوف به فهم مشترک نخواهد بود بلکه به جایی تبدیل می شود که هر کس می خواهد نظر و نفع خود را بر دیگری تحمیل کند.

در چنین حالتی چه اتفاقی می افتد؟ پاسخ ساده ای دارد: افراطی گری و عوام فریبی جای گرایشات معتدل قبلی را می گیرد. وقتی منطق و التزام به حقیقت بر سپهر همگانی و مباحث عمومی حاکم نباشد هر نوع گرایش تکانه ای و هیجانی مطلوب می شود. اینکه در سال های اخیر اعتراضات در کشور به خشونت و هیجان و افراطی گری نزدیک شده اند به این دلیل است که طبقه متوسط کمرنگ و کوچک شده است و صداهای معتدل دیگر وجود ندارند.

طبقه متوسط کارکرد دیگری هم دارد: واسطه میان دولت و دیگر طبقات اجتماعی و درآمدی است. عوامل مختلف سبب می شود این طبقه میانه و واسطه میان دولت و دیگران باشد. از جهتی طبقه متوسط معمولا به مباحث سیاسی واکنش منطقی نشان می دهد، گرایشات فرهنگی و اجتماعی دارد و در این امور دخالت می کند و قس علی هذا. از جهت دیگر، اکثریت آنها کارمندان دولت هستند یا به نحوی با دولت در ارتباط هستند مانند شرکت های خصوصی که از دولت کار می گیرند. همچنین طبقه متوسط را می توان یکی از کارفرمایان بزرگ دید که طبقه کارگر برای آنها کار می کنند. تنها ارتباط طبقه متوسط و کارگر کار نیست بلکه معمولا این دو در همزیستی کنار هم هستند.

اگر طبقه متوسط از میان برود ارتباط میان دولت مردان و بیشینه مردم از میان می رود و تفاهم و هم اندیشی میان دولت و مردم اش از میان می رود. ما اکنون تا حدودی با این معضل دست به گریبان هستیم.

امید به آینده معمولا در طبقه متوسط وجود دارد. این طبقه با ثبات درآمدی که دارد می تواند آینده بهتری تصور کند. از طرف دیگر، طبقه کارگر هم نسبتا امید به آینده را دارد. اما اگر طبقه متوسط از میان رود یا به نحو قابل توجهی کوچک شود هم امید به آینده را از دست می دهد هم باعث می شود امید به آینده در دیگر طبقات هم از میان می رود.

این موضوع تنها به این ختم نمی شود بلکه معضلی بسیار مهم و بغرنج برای دولت درست می کند: بحران مشروعیت. دولت وظیفه دارد با ابزارهای نفوذی که دارد ثبات اقتصادی، درآمدی و شغلی را حفظ کند. درست است که اقتصاد تنها در دست قدرت دولت نیست اما وظیفه دولت این است که ثبات اقتصادی را نگه دارد و برای این کار ابزارهای کافی را دارد. افول طبقه متوسط به این معنا است که ثبات اقتصادی از میان رفته است و دولت نتوانسته است به وظیفه خود عمل کند. در این حالت بخش بزرگی از مردم اعتماد خود به دولت را از دست می دهد و مشروعیت دولت کم می شود و کم کم دچار بحران می شود.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
پیروزی مقتدرانه زنان تراکتور در سیرجان؛ صعود به لیگ دسته یک در یک‌قدمی شاگردان کیانی حذف قهرمان اسکی جهان از المپیک به دلیل ۴ میلی‌متر خطا جنجال ارسال پرده کعبه برای اپستین مجری جنسی آمریکا (+عکس) نماینده مجلس: حقوق های حداقلی در سال آینده ۴۳ درصد افزایش می یابد چه بر سر سینما در اسفند ماه می‌آید؟ اختلال گسترده در پلتفرم ایکس؛ بیش از ۱۰ هزار گزارش قطعی ثبت شد هشدار مدیریت بحران اصفهان: آینده روشنی برای زاینده‌رود قابل تصور نیست ادن هازارد: اکنون راننده تاکسی فرزندانم هستم تا فوتبالیست! جزئیات مصوبه مجلس برای افزایش حقوق سال ۱۴۰۵؛ فرمول جدید پرداخت ثابت و متغیر افزایش ۵۰ درصدی عوارض آزادراه‌ها؛ وصولی‌ها به زیر ۵۰ درصد رسید نشست فوری اوسمار با مدیرعامل پرسپولیس پس از جریمه سنگین تغییر ملاک حذف یارانه؛ از دهک‌بندی تا شاخص‌های دارایی ۵۰ میلیارد تومانی دیدار عراقچی با رئیس کمیته بین‌المللی صلیب سرخ سازمان حمایت: فروش اجباری و نقد کردن اعتبار کالابرگ ممنوع است خط‌ونشان سرمربی الحسین برای استقلال با تغییر استراتژی
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا طی یک ماه آتی؟