عصر ایران؛ سمیرا فرخ منش، پژوهشگر سیاستگذاری امنیتی- در یادداشتی که به تازگی و به قلم دکتر کیومرث اشتریان در روزنامه شرق منتشر شده اشاره درستی به اهمیت تحلیل نهادهای امنیتی و انتشار آن به صورت عمومی شده است.
چنین رویکردی میتواند در نگاه نخست، با نگرانی نهادهای امنیتی یا سیاستگذاران این حوزه همراه باشد. حتی میتواند امری با ریسک بالا به نظر برسد که امکان آن فراهم نیست یا حتی خطراتی به دنبال خواهد داشت. اما بررسی و مطالعه دقیق در دیگر کشورها نشان میدهد چنین رویکردی، بازتاب تجربههای موفق دیگر دولتها در این حوزه است.
تجربه نظامهای سیاسی که از محدودیت در این حوزه عبور کردهاند و شفافیتی که در حوزه اطلاع رسانی و تحلیلهای امنیتی در پیش گرفتهاند در واقع نه تنها به تضعیف امنیت ملی آنان نینجامیده، بلکه به این حوزه ماهیت عقلاییتر داده و موجب پایدارتر شدن آن شده است.
یادداشت حاضر در تایید گزارههای نوشته شده استاد دانشگاه تهران است و قصد دارد با اشاره به موفقیت تجربه دیگر دولتها، به این نکته بپردازد که میان "اطلاعات" امنیتی و "تحلیل" امنیتی تفاوت وجود دارد.
در ضرورت محرمانه ماندن اطلاعات تردیدی نیست، اما تحلیلها در حوزه های سیاسی اگر در معرض نگاه دیگران و نقد کارشناسان خارج از حوزه سیاستگذاری قرار نگیرند، به تدریج دچار خطاهای شناختی، ماهیتی و تشخیصی خواهند شد.
زمانی که تحلیلها و تشخیصهای امنیتی صرفا در درون نهادهای امنیتی تولید میشود، تبعات مشخص خود را خواهد داشت: از مهمترین پیامدهای چنین رویهای این است که فرضیات اولیه تصمیم سازان هیچ گاه به چالش کشیده نخواهد شد. معایب روشن نمیشود و خطاها گوشزد نمیگردد.
در نتیجه سیاست گذار امنیتی فرصت یادگیری را تا حد زیادی از دست خواهد داد. چون یادگیری از بطن "فهم خطا" و برگشت از مسیر پیشین زاده خواهد شد.
همچنین وقتی تحلیلهای امنیتی در معرض نقد قرار نمیگیرند، تبدیل به ابزار توجیه برای تصمیمات اتخاذ شده میگردند. در چنین وضعیتی امنیت و تصمیمات مرتبط با آن نمیتواند بر پایه ارزیابیهای واقع گرایانه صورت پذیرد و پای ملاحظات سیاسی و شاید جناحی هم به این حوزه باز میشود.
تجربههای جهانی خارج از مرزهای ایران نشان میدهد در صورتی که فضای نقدهای تحلیلی فراهم باشد، خروجیهای سیاستگذارانه هم از کیفیت بالاتری برخوردار خواهند شد.
نهادهایی مانند دفتر مدیر اطلاعات ملی (DNI) یا سازمان های اطلاعاتی فعال، به طور منظم گزارشهای غیرمحرمانهای ( فاقد اطلاعات محرمانه) در تارنماها یا پایگاههای اینترنتی خود منتشر میکنند. این گزارشها شامل سناریوهای محتمل در ارتباط با چالش های امنیتی، احتمالات منفی، و ارزیابی موفقیت ها و شکست هاست. برای مثال سازمان های اطلاعاتی آمریکا پس از واقعه 11 سپتامبر نشان دادند که در معرض عموم قرار دادن تحلیل ها و نقد های امنیتی، چقدر می تواند به بهتر شدن تصمیمات و آرامش اجتماعی کمک کند.
پذیرش خطایی که از درون این گزارش ها و تحلیل ها بیرون آمد، باعث شد اصلاحات ساختاری کارسازی در سیستم امنیتی آمریکا صورت بگیرد که به بهبود وضعیت امنیت ملی آمریکا در دوران پسا 11 سپتامبر کمک کرد.
در آمریکا گزارش نهاد های امنیتی وارد فضاهای دانشگاهی و آکادمیک و مجالس می شوند و در معرض نظردهی های عمومی قرار می گیرند. گرچه تصمیم گیری ها همچنان در اختیار دولت است اما تحلیل های امنیتی و بیان سناریوهای معتبر علمی از انحصار دولت خارج است.
در نتیجه تصمیمات اتخاذ شده حاصل تعامل دولت، فضای آکادمیک و افکار عمومی و گروه های سیاسی مختلف است نه نتیجه سکوت و محرمانگی.
در بعضی از کشورهای اروپایی هم موضوع امنیت ملی یک مساله عمومی به شمار می رود. برای مثال در آلمان سازمان اطلاعات داخلی (BFV) گزارش های دوره ای معمولا سالانه ای منتشر می کند که در آن تحلیل های مربوط به تهدیدات داخلی، افراطگرایی های نژادی و حتی کمبودهای دولتی است.
در بریتانیا "اسناد راهبرد امنیت ملی" به صورت عمومی منتشر می شود تا کمیته های پارلمان یا احزاب موجود بتوانند به نقد آن بپردازند.
دولت فرانسه به طور منظم اسناد راهبردی امنیت ملی خود را با محتوای تروریسم، افراط گرایی و تهدیدات داخلی منتشر می کند و در اختیار رسانه ها و دانشگاه ها قرار می دهد. حتی در مواردی مانند دوران بعد از حملات تروریستی سالهای 2015 و 2015، کمیسیون پارلمانی با انتشار گزارش های علنی، خطاهای نهادهای اطلاعاتی و ضعف های تحلیل را هم بررسی کردند.
در سوئد و دیگر کشورهای اسکاندیناوی تحلیل های امنیتی آشکارا در عرصه عمومی قرار میگیرند. سرویس امنیتی سوئد (SAPO) گزارش های سالانه ای منتشر می کند که در آنها به تشریح تهدیدات داخلی و خارجی پرداخته و روند های اجتماعی مهم مثل مهاجرت و قطبی شدن ها تحلیل می شود.
در این کشورها فضای علمی کشور نقش فعالی در واکنش به این گزارش ها دارند و گفتگوی عمومی دراینباره امر عادی تلقی می شود. نتیجه چنین رویکردی بی شک سطح بالای اعتماد عمومی به نهادهای امنیتی است.
آنچه در کشورهای آمریکایی و اروپایی به وضوح دیده میشود، نقش فعال اندیشکده ها و اتاق های فکر است که اعضای آن را افراد کابینه تشکیل نمی دهند. این اندیشکده ها مانند Rand یا Brookings یا Chatham House گاهی اوقات از جدی ترین منتقدین سیاست گذاری های امنیتی آمریکا به حساب می روند اما این نقد ها به عنوان "تهدید" شناخته نمی شود. در ایران هم اندیشکده های متعددی دارای اسم و مجوز هستند اما تفاوت در اینجاست که اتاق های فکر در کشورهای توسعه یافته در حاشیه نیستند و نقش فعال و بی تعارفی در سیاستگذاری های امنیتی دارند. زمانی که میزان تحلیلها ، نقدهای علمی و تعامل با تصمیم سازان امنیتی بالا می رود طبیعتا درصد خطا در سیاستگذاری ها پایین می آید و سیستم چند صدایی می تواند به یافتن نتایج بهتر همیشه امیدوار باشد.
آنچه این کشورها مورد توجه قرار می دهند و در ایران شاهد آن نیستیم، باور به این نکته است که شفافیت های تحلیلی به معنای افشای اسرار نیست. بین این دو همیشه باید مرز روشنی وجود داشته باشد. اما امنیت در ایران یک "تابو" به حساب می آید و گفت وگو درباره موضوعات مرتبط امری مداخله جویانه به شمار می رود. به همین دلیل شاهدیم بسیاری از معضلات اقتصادی یا اجتماعی تبدیل به مشکلات امنیتی می شوند و از عنوان " امنیتی" به عنوان یک برچسب ناپسند برای بسیاری از رفتارها استفاده می شود.
در ایران گفت و گوهای تحلیلی یا در حالت محرمانگی باقی می مانند و زمانی که چالشی به وجود آمد گزارش ها و تحلیل های مرتبط بازگو و درواقع افشا می شوند. یا تحلیل ها ، خارج از سیاستگذاران، رنگ و بوی سیاسی/ جناحی دارند. در چنین وضعیتی همچنان که میزان یادگیری های سیاسی- امنیتی برای تصمیم گیری های آتی کاهش پیدا می کند، معمولا الگوهای ناکارآمد در یک چرخه تکرار می شوند.
در عین حال که شکاف میان بدنه جامعه و گروههای علمی و متخصص با سیاستگذاران بیشتر و بیشتر خواهد شد و امنیت تبدیل به مقوله ای می گردد که با واقعیت های اجتماعی فاصله می گیرد. به زبان دیگر انتشار و شراکت در تحلیل های عمومی امنیتی یک انتخاب نیست. بلکه یک ضرورت نهادی به حساب می آید. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته که اتفاقا از میزان امنیت عمومی و سیاسی بالایی هم برخوردارند، موضوع امنیت در انحصار نهادهای اطلاعاتی نیست اما هنوز قابل کنترل است.
سخنانی که حول محور ضرورت در میان گذاشتن یا انتشارهای عمومی و یاری گرفتن از متخصصین و افکار عمومی مطرح می شود شاید به نظر عدهای مطالبهای آرمانگرایانه برسد اما بازتاب مثبت تجربه جهانی چنین رویکردی نشان می دهد امنیت ملی بیش از آنکه یک محصول انحصاری باشد، حاصل گفتوگو و نقد و یادگیری واقع گرایانه است. باید باور کرد امنیت ملی پایدار، امنیتی است که بتوان درباره آن حرف زد.