۲۳ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۴۹
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۰۴۰۸
تاریخ انتشار: ۰۸:۲۴ - ۲۳-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۰۴۰۸
انتشار: ۰۸:۲۴ - ۲۳-۱۱-۱۴۰۴

خنجر از پشت به متحد؛ چرا آمریکا با بتن‌ریزی، بمب اتمی تایوان را دفن کرد؟

خنجر از پشت به متحد؛ چرا آمریکا با بتن‌ریزی، بمب اتمی تایوان را دفن کرد؟
داستان برنامه هسته‌ای تایوان نشان داد در نظام جهانی، حتی نزدیک‌ترین متحدان نیز قابل اعتماد نیستند

عصر ایران-  در اوج جنگ سرد، زمانی که تایوان برای بقا در برابر تهدید چین به دنبال سلاح نهایی بود، بزرگترین ضربه را نه از دشمن، که از نزدیک‌ترین متحد خود دریافت کرد. این گزارش، داستان مداخله بی‌رحمانه آمریکا برای نابودی برنامه هسته‌ای تایپه است.

به گزارش عصرایران، تایوان، تاریخی طولانی و پیچیده از تلاش برای بقا در سایه یک همسایه ابرقدرت و متخاصم به نام چین دارد. تایپه در تاریخ خود استراتژی‌های متعدد دفاعی داشته اما این کشور برای دهه‌ها تلاش مخفیانه، جدی و تقریباً موفقیت‌آمیز برای دستیابی به سلاح هسته‌ای داشت.

 ریشه‌های این جاه‌طلبی اتمی تایوان به اواسط دهه ۱۹۶۰ بازمی‌گردد، زمانی که جمهوری خلق چین (پکن) اولین آزمایش هسته‌ای خود را در اکتبر ۱۹۶۴ انجام داد. تا آن زمان، تایپه خود را دولت مشروع تمام چین می‌دانست و امیدوار بود روزی با حمایت غرب به سرزمین اصلی بازگردد. اما بمب اتمی معادله را تغییر داد. 

چیانگ کای‌شک (رهبر وقت تایوان) بلافاصله دستور تأسیس «موسسه تحقیقات انرژی هسته‌ای» (INER) را در سال ۱۹۶۸ صادر کرد. این موسسه که در ۶۰ کیلومتری جنوب غربی تایپه واقع شده بود، به ظاهر برای اهداف صلح‌آمیز و تولید انرژی طراحی شده بود. ساختار این برنامه شباهت عجیبی به برنامه هسته‌ای اسرائیل و آفریقای جنوبی داشت؛ ترکیبی از تکنولوژی غربی، مهندسی بومی و پنهان‌کاری مطلق.

کلید اصلی برنامه تایوان برای رسیدن به بمب، یک راکتور تحقیقاتی آب سنگین ۴۰ مگاواتی به نام TRR بود که کانادا آن را تأمین کرد. این راکتور، نسخه‌ای کپی‌برداری شده از راکتور NRX کانادا بود. انتخاب این راکتور آب سنگین با سوخت اورانیوم طبیعی تصادفی نبود. این نوع راکتورها برای تولید پلوتونیوم با گرید تسلیحاتی بسیار کارآمد هستند و نیاز به غنی‌سازی اورانیوم (که تکنولوژی پیچیده و پر سروصدایی است) ندارند.

تایوان می‌توانست اورانیوم طبیعی را از بازارهای جهانی یا حتی منابع محدود داخلی تأمین کند، آن را در راکتور بسوزاند و سپس پلوتونیوم تولید شده را از سوخت مصرف‌شده استخراج کند. کانادا با فروش این راکتور، ناخواسته ابزار اصلی ساخت بمب را در اختیار تایپه قرار داد، هرچند قراردادهای پادمانی سخت‌گیرانه‌ای نیز امضا شد که تایوان متعهد می‌شد از آن استفاده نظامی نکند.

سیاست راه دیگری انتخاب کرد

دهه ۱۹۷۰ میلادی نقطه عطف دراماتیک و دردناکی برای تایوان بود. در سال ۱۹۷۱، این کشور کرسی خود در سازمان ملل را به نفع جمهوری خلق چین از دست داد. سپس، ریچارد نیکسون به پکن سفر کرد و آغازگر عادی‌سازی روابط واشنگتن-پکن شد. تایوان ناگهان خود را در انزوای کامل دید. ترس از معامله شدن در رابطه آمریکا و چین باعث شد که تایوان موتور محرک برنامه هسته‌ای را با سرعتی دیوانه‌وار به جلو راند. تحت رهبری چیانگ چینگ-کو (پسر چیانگ کای‌شک)، تایوان استراتژی «دفاع مستقل» را در پیش گرفت. دانشمندان تایوانی شروع به ساخت آزمایشگاه‌های بازفرآوری سوخت کردند. بازفرآوری، فرآیندی شیمیایی است که طی آن پلوتونیوم از سوخت مصرف‌شده جدا می‌شود؛ این دقیقاً همان حلقه‌ی مفقوده برای ساخت بمب بود.

اولین زنگ خطر جدی برای آمریکا در اواسط دهه ۱۹۷۰ به صدا درآمد. بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) متوجه ناهنجاری‌هایی در گزارش‌های سوخت تایوان شدند. همزمان، ماهواره‌های جاسوسی و عوامل اطلاعاتی آمریکا شواهدی از تلاش برای بازفرآوری مخفیانه پیدا کردند. در سال ۱۹۷۶، واشنگتن که به تازگی با کابوس آزمایش هسته‌ای هند روبرو شده بود، تصمیم گرفت ریسک نکند. هنری کیسینجر و دیگر مقامات آمریکایی فشاری سنگین بر تایپه وارد کردند. آنها تهدید کردند که اگر تایوان برنامه بازفرآوری خود را متوقف نکند، تأمین سوخت نیروگاه‌های برق هسته‌ای این کشور (که برای اقتصاد تایوان حیاتی بودند) قطع خواهد شد. تحت این فشار، تایوان تسلیم شد، البته ظاهرا!

نمی‌توان به آمریکا وابسته بود

با وجود تعهدات رسمی، رهبران تایوان در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ به این نتیجه رسیدند که نمی‌توانند امنیت خود را تماماً به تضمین‌های متزلزل آمریکا بسپارند. قطع روابط رسمی دیپلماتیک آمریکا با تایوان در سال ۱۹۷۹ و شناسایی رسمی جمهوری خلق چین، آخرین ضربه به این تضمین بود. این باعث شد که دانشمندان تایوانی استراتژی جدیدی را اتخاذ کنند: توسعه توانایی ساخت بمب تا «آستانه نهایی»، بدون عبور از خط قرمز آزمایش، تا در صورت بروز جنگ یا تهدید قریب‌الوقوع حمله چین، بتوانند در مدت زمان بسیار کوتاهی (چند ماه یا حتی چند هفته) بمب را مونتاژ کنند. این استراتژی که به «قابلیت نهفته» یا «مدل ژاپن» معروف است، نیازمند حفظ زیرساخت‌های فنی و دانش تخصصی بود.

در دهه ۱۹۸۰، تایوان مجدداً ساخت تأسیسات بازفرآوری را از سر گرفت، اما این بار در مقیاسی کوچکتر و در آزمایشگاه‌هایی که از دید بازرسان مخفی شده بود. آنها همچنین بر روی سیستم‌های موشکی کار می‌کردند که می‌توانستند کلاهک‌های هسته‌ای را حمل کنند. موشک‌های سری «هسیونگ فنگ» (Hsiung Feng) که در ظاهر موشک‌های ضدکشتی بودند، پتانسیل توسعه به موشک‌های تهاجمی زمین‌به‌زمین را داشتند.

در این دوران، موسسه INER به شدت فعال بود و دانشمندان تایوانی با استفاده از پوشش تحقیقات علمی، بر روی چاشنی‌های انفجاری و طراحی کلاهک کار می‌کردند. برآوردها نشان می‌داد که تایوان تا سال ۱۹۸۷ تنها یک تا دو سال با ساخت بمب فاصله داشت. آنها پلوتونیوم کافی برای چندین بمب را در سوخت‌های مصرف‌شدۀ انبار شده داشتند و تکنولوژی جداسازی را نیز مسلط شده بودند.

اما آنچه این برنامه را نابود کرد، نه حمله نظامی چین بود و نه شکست فنی، بلکه نفوذ اطلاعاتی آمریکا در قلب برنامه هسته‌ای تایوان بود. کلنل «چانگ هسین-یی» (Chang Hsien-yi)، یکی از چهار معاون موسسه INER، مهره آمریکا در برنامه هسته‌ای تایوان بود. او که یک دانشمند هسته‌ای برجسته و مورد اعتمادترین فرد در برنامه بود، سال‌ها مخفیانه برای سیا کار می‌کرد. چانگ دسترسی نامحدودی به تمام اسناد، نقشه‌ها و تأسیسات داشت. 

در دسامبر ۱۹۸۷، چانگ هسین-یی به طور ناگهانی به همراه خانواده‌اش ناپدید شد. او به بهانه تعطیلات به ژاپن رفته بود، اما با کمک مأموران سیا و با پاسپورت‌های جعلی، مستقیماً به ایالات متحده پرواز کرد. فرار او ضربه‌ای مهلک به برنامه هسته‌ای تایوان بود. او نه تنها هزاران صفحه سند محرمانه را با خود برد، بلکه در جلسات بازجویی در واشنگتن، جزئیات دقیقی از پیشرفت برنامه، مکان آزمایشگاه‌های مخفی و نقشه ساخت بمب را فاش کرد. اسناد او نشان می‌داد که تایوان برخلاف تعهداتش، در حال ساخت یک تأسیسات بازفرآوری جدید در مقیاس کوچک و انجام آزمایش‌هایی بر روی ماشه بمب اتمی است.

واکنش دولت رونالد ریگان سریع و بی‌رحمانه بود. در ژانویه ۱۹۸۸، هیئتی بلندپایه از آمریکا با در دست داشتن مدارک انکارناپذیر چانگ، وارد تایوان شد. آنها مستقیماً با رئیس‌جمهور وقت تایوان (که در آن زمان لی تنگ-هویی تازه به قدرت رسیده بود یا در حال انتقال قدرت پس از مرگ چیانگ چینگ-کو بود) روبرو شدند و اولتیماتوم دادند. آمریکا خواستار توقف فوری و کامل برنامه، برچیده شدن تأسیسات بازفرآوری و تحویل تمام میله‌های سوخت مصرف‌شده بود. فشار آمریکا آنقدر شدید بود که حتی اجازه بحث داده نشد. تیم‌های فنی آمریکایی به تأسیسات INER رفتند و در اقدامی که تحقیرآمیز اما نمادین بود، با بتن‌ریزی بر روی تجهیزات کلیدی و بریدن لوله‌های حساس، عملاً قلب برنامه را از کار انداختند. راکتور تحقیقاتی TRR برای همیشه خاموش شد و محموله‌های آب سنگین به آمریکا بازگردانده شد.

چرا آمریکا با متحد وفادار خود چنین رفتاری کرد؟

مقامات آمریکایی معتقد بودند که دستیابی تایوان به سلاح هسته‌ای، خط قرمز قطعی پکن است. اگر چین متوجه می‌شد تایوان به بمب دست یافته، احتمال حمله پیش‌دستانه و تمام‌عیار به جزیره بسیار بالا می‌رفت. چنین جنگی ناگزیر پای آمریکا را به میان می‌کشید و می‌توانست منجر به جنگ جهانی سوم شود. از دیدگاه آمریکا، یک تایوانِ هسته‌ای نه تنها امنیت بیشتری نداشت، بلکه خطرناک‌تر و بی‌ثبات‌تر بود. آمریکا ترجیح داد تایوان را خلع سلاح کند و در عوض، چتر حمایتی خود را (البته با ابهام استراتژیک) حفظ نماید. این تصمیم، تایپه را در موقعیتی قرار داد که برای امنیت خود کاملاً به واشنگتن وابسته باقی بماند.

فرار چانگ هسین-یی در تایوان به عنوان بزرگترین خیانت ملی شناخته می‌شود. او در دادگاه‌های نظامی تایوان به صورت غیابی محاکمه و به عنوان فراری تحت تعقیب قرار گرفت، هرچند که در آمریکا تحت حمایت کامل زندگی می‌کرد. چانگ بعدها در کتابی مدعی شد که خیانت نکرده، بلکه با جلوگیری از ساخت بمب، جلوی نابودی تایوان توسط چین را گرفته و جان هموطنانش را نجات داده است.

پس از سرکوب سال ۱۹۸۸، برنامه تسلیحاتی تایوان به طور رسمی پایان یافت، اما دانش فنی از بین نرفت. تایوان امروز دارای نیروگاه‌های هسته‌ای پیشرفته و دانشمندان زبده است. تحلیلگران نظامی معتقدند تایوان همچنان در زمره کشورهای «آستانه هسته‌ای» (Nuclear Latency) قرار دارد. این بدان معناست که اگر اراده سیاسی وجود داشته باشد و شرایط بین‌المللی اجازه دهد، تایوان دانش، مواد و زیرساخت صنعتی لازم برای تولید سلاح هسته‌ای را در مدت زمان نسبتاً کوتاهی (تخمین زده می‌شود بین ۱ تا ۳ سال) دارد. با این حال، مکانیسم‌های نظارتی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و نظارت دقیق آمریکا مانع از هرگونه حرکت مخفیانه جدید شده است.

داستان برنامه هسته‌ای تایوان نشان داد در نظام جهانی، حتی نزدیک‌ترین متحدان نیز قابل اعتماد نیستند. برای تایوان، این تجربه ثابت کرد که امنیت نمی‌تواند صرفاً بر پایه یک سلاح جادویی بنا شود، بلکه نیازمند شبکه پیچیده‌ای از روابط دیپلماتیک، وابستگی متقابل اقتصادی و بازدارندگی متعارف است.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: آمریکا ، تایوان ، بمب اتمی
ارسال به دوستان
تکلیف افزایش حقوق کارگران کی مشخص می شود؟ عکس پروفایلتان در فیسبوک را متحرک کنید! برخورد بالیوودی هندی‌ها با شبکه‌های اجتماعی/ آغاز عملیات جوان‌سازی انسان در آمریکا/ تلگرام زیر فشار روسیه زورگیری از رانندگان و مسافران/ اگر ساکن شهری ری هستید حتما این ماجرا را بخوانید بیانیه سفارت آمریکا در بغداد علیه ایران موثرترین روش غیر دارویی درمان افسردگی کشف شد افزایش بی‌سابقه تقاضای جهانی برق ؛ علت چیست ؟ مقام ارشد روسیه: عملیات نظامی علیه ایران «منتفی نیست» رؤیت هلال ماه رمضان ۱۴۰۴؛ نقشه ها چه می گویند؟ (+نقشه) ضرب العجل معافیت از سربازی برای پدران ۳ فرزندی (+ جزئیات) دادستان کل کشور: هر گونه بازداشت، منوط به وجود دلایل و تفهیم اتهام به متهم است/ جبران خسارت ها باید از اغتشاشگران گرفته شود/ با فریب‌خوردگان متناسب با میزان اقدامشان رفتار شود امارات در تلاش برای زدن برچسب یهودستیزی بر پیشانی ریاض مراحل بازیافت باتری اسیدی (فیلم) مخالفت چین با هرگونه الحاق کرانه باختری به اسرائیل / راهکار دو دولتی، تنها گزینه پایدار برای حل مناقشه سوسک آسیایی درشت اندام (+عکس)